فلیکس مندلسون

انتشار: به‌روزرسانی: حدود 3 دقیقه مطالعه
نام
Felix Mendelssohn Bartholdy
دورهٔ زندگی
۱۸۰۹–۱۸۴۷
حوزهٔ فعالیت
رمانتیک آغازین
پرترهٔ فلیکس مندلسون

موسیقی مندلسون روشن، متعادل و روان شنیده می‌شود، اما رسیدن به این کیفیت ساده نیست. اجرای خوب به ضرب دقیق، آرتیکولاسیون تمیز و پدال‌گیری حساب‌شده نیاز دارد. آثار پیانویی او برای پرورش همین مهارت‌ها بسیار مناسب‌اند.

نابغهٔ نوجوان با آموزش گسترده

فلیکس مندلسون در ۳ فوریهٔ ۱۸۰۹ در هامبورگ متولد شد و خانواده‌اش کمی بعد به برلین رفتند. او در نه‌سالگی به عنوان پیانیست اجرا کرد، از ده‌سالگی آموزش آهنگسازی دید و در نوجوانی آثاری نوشت که هنوز در برنامهٔ کنسرت‌ها حضور دارند. اورتور «رؤیای شب نیمهٔ تابستان» را در هفده‌سالگی ساخت.

نقش مندلسون در لایپزیگ

مندلسون در ۱۸۳۵، در ۲۶سالگی، رهبری موسیقی گواندهاوس لایپزیگ را پذیرفت. طبق اسناد خانهٔ مندلسون، او شیوهٔ تمرین و رهبری ارکستر را منسجم‌تر کرد و برای بالا بردن استاندارد اجرا مسئولیت مستقیم پذیرفت. او در ۱۸۴۳ نیز در تأسیس کنسرواتوار لایپزیگ نقش اصلی داشت.

آوازهای بی‌کلام؛ یک نام دقیق

مجموعهٔ «آوازهای بی‌کلام» از شناخته‌شده‌ترین آثار پیانویی اوست. عنوان مجموعه راهنمای اجرای آن هم هست: ملودی باید مانند آواز شنیده شود، اما همراهی نباید بی‌روح یا مکانیکی باشد. هر قطعه فضای مشخصی دارد و می‌تواند تمرینی جدی برای تعادل دو دست و جمله‌بندی باشد.

آثار فنی‌تر

روندو کاپریچیوزو اپوس ۱۴، واریاسیون‌های جدی اپوس ۵۴ و پرلودها و فوگ‌ها، دامنهٔ دیگری از زبان پیانویی او را نشان می‌دهند. در این آثار چابکی انگشتان، وضوح ریتم و درک ساختار اهمیت زیادی دارد. سرعت بالا زمانی ارزش دارد که بافت همچنان شفاف بماند.

تمرین برای شفافیت

قطعه را ابتدا بدون پدال و با سرعتی بنوازید که تمام اتصال‌ها و جداشدن‌ها شنیده شوند. گروه‌های سریع را با ریتم‌های نقطه‌دار و سپس با تقسیم‌بندی ضرب تمرین کنید. بعد پدال‌های کوتاه را اضافه کنید. اگر صدای خطوط در هم رفت، مشکل را با پدال بیشتر حل نکنید؛ به انگشت‌گذاری و زمان رهاکردن نت‌ها برگردید.

بازگشت باخ به صحنه

مندلسون در احیای توجه عمومی به موسیقی باخ در سدهٔ نوزدهم نقشی مهم داشت. این پیوند در علاقهٔ او به کنترپوان و فرم‌های قدیمی نیز شنیده می‌شود. شنیدن پرلودها و فوگ‌های او کنار آثار باخ، تمرینی خوب برای تشخیص خط‌های مستقل است.

آثار پیانو برای مسیرهای مختلف

آوازهای بی‌کلام برای کار روی ملودی و همراهی مناسب‌اند، اما نباید همهٔ آن‌ها را با یک لحن نواخت. «Rondo Capriccioso» چابکی و تضاد بخش‌ها را می‌طلبد و «Variations sérieuses» به کنترل فرم و صداهای درونی نیاز دارد. این سه گروه را در یک برنامهٔ تمرینی کنار هم بگذارید تا مهارت‌ها به هم منتقل شوند.

میراثی که در لایپزیگ ماند

مندلسون فقط برای آثار خودش مهم نیست. مدیریت گواندهاوس، تأسیس کنسرواتوار و توجه دوباره به باخ، زندگی موسیقایی لایپزیگ را سازمان داد. به همین دلیل، شناخت او با شنیدن یک قطعهٔ پیانویی کامل نمی‌شود؛ باید نقش رهبر، مدیر فرهنگی و مفسر موسیقی گذشته را هم دید.

از قطعهٔ کوتاه تا رپرتوار جدی

برای ورود به جهان مندلسون می‌توان از یکی از «ترانه‌های بی‌کلام» آغاز کرد و بعد به راندو کاپریچیووزو یا واریاسیون‌های جدی رسید. قطعهٔ کوتاه گوش را با شفافیت جمله‌ها آشنا می‌کند، اما آثار بزرگ‌تر نشان می‌دهند که همین ظرافت چگونه با فرم گسترده و نیاز فنی بیشتر همراه می‌شود. ترتیب شنیدن، تصویر کامل‌تری از آهنگساز می‌سازد.

به اشتراک بگذارید:

دیدگاه کاربران درباره ی این مطلب


. برای ثبت دیدگاه خود درباره ی این مطلب، وارد حساب کاربری خود شوید.


هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است!